حسن حسن زاده آملى

382

هزار و يك كلمه (فارسى)

كتب هيئت ، و هر يك را در اثبات آن نظرى خاص است كه گفته آيد . اما در طبيعيات فلسفه يك بار براى اثبات محدّد الجهات بحث از فلك را پيش كشيده‌اند كه ماهيت و صورت آن چيست ، و يك بار براى اثبات محرّك اجرام علوى كه ستارگانند . سپس مسائلى متفرع بر اثبات افلاك در الهيات فلسفه ذكر كرده‌اند . اما در علم هيئت غرض و نظر اوّلى از افلاك ، فقط مدارات و دوائر است . پس از آن براى تسهيل در تفهيم انواع حركات كواكب ، افلاك مجسّمه يعنى آسمانهاى جسمانى تصوير كرده‌اند . و در حقيقت بحث از افلاك مجسمه در كتب هيئت ، دخيل و استطرادى است نه اصيل و استقلالى ، و به تعبيرى بحث از افلاك مجسّمه در علم هيئت ، نظير بحث از الفاظ در علم منطق است . بيان : اما بيان اثبات محدّد الجهات در طبيعيّات اينكه مراد آنان از جهات دو جهت طبيعى : « علو مطلق » و « سفل مطلق » است كه از آن دو تعبير به فوق و تحت - يعنى بالا و پايين - مىشود . و مقصود آنان از سفل مطلق ، زمين و مركز آن است ، و مقصود از علو مطلق ، مقابل آن است كه فلك نهم است كه آن را جسم كل محيط بر عالم جسم و جسمانى مىدانند كه مركز كره زمين مركز آن است . فلك نهم را محدّد الجهات و فلك الأفلاك و معدل النهار و فلك اطلس نيز گويند . بعد از اثبات دو جهت طبيعى ، چهار جهت ديگر نيز بر آن دو متفرع مىشوند كه مجموع را جهات ششگانه گويند . مثلا قامت شخص انسانى كه به نحو طبيعى ايستاده است ، شش جهت بالا و پايين و راست و چپ و پيش و پس از آن اعتبار مىشود . محدّد به معنى تحديد و تعيين‌كننده است . و اثبات محدّد الجهات بدين سبب پيش آمده است كه اجسام ثقيل چون سنگ و گل مثلا به سوى زمين - يعنى پايين - مىآيند ، و اجسام خفيف چون دود و بخار مثلا به سوى آسمان - يعنى بالا - مىروند . آيا زمين آنچه را كه از جنس خود او ثقيل است به سوى خود مىكشد ، و آنچه را كه خفيف است به سمت مقابلش دفع مىكند ؟ و يا اينكه چون زمين هر